X
تبلیغات
دانستنیهای حقوقی
دانستنیهای حقوقی
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب

 با نام و یاد خدا و سلام خدمت تمام دانشجویان در سراسر کشور عزیزمان ایران مطالبی هر چند مختصر در رابطه  با مسائل حقوقی موجود و  در قوانین جاری در کشور عزیزمان  ایران ارائه می گردد  و  هدف  از درج  این  مطالب  که   به  صورت جداگانه  و هرچند وقت  یکبار ابتدا ارتقاء آگاهیهای خودم و سپس  استفاده  علاقه مندان  می باشد   از  تمامی  دوستان  و  علاقه مندان که از وبلاگ اینجانب بازدید می فرمایند خاضعانه استدعا دارم مرا با نظرات ، پیشنهادات و انتقادات خود یاری نمائید . 

[ چهارشنبه 27 دی1391 ] [ 2:37 بعد از ظهر ] [ rahim salemi ]

آیا وصیت تملیکی عقد است یا ایقاع؟

با توجه به ماهیت وصیت تملیکی واینکه برجستگان علم حقوق بر سر این مسئله چالشها و بحث های فروانی نموده اند واینکه ماهیت این نوع وصیت هنوزهم در ابهام است نقطه نظرات برخی اساتید محترم بیان می گرددوسپس نظر شخصی را با توجه به استدلالهای موجود به نظر خوانندگان برسانم.

1-دکتر جعفر لنگرودی:اگر قبول موصی له  از ارکان وصیت تملیکی  شمرده می شد باید در تعریف مورد توجه قرار می گرفت اما در ماده 827ق.م فقط قصدموصی بکار رفته است پس وصیت تملیکی  چیزی جزانشاء یک جانبه موصی نیست.

 

نقد:دکتر ناصر کاتوزیان:صرف اینکه در  تعریف قانون مدنی وصیت به قصد موصی  توجه  شده  است نمی تواند دلیلی برای  ایقاع بودن آن باشد چون در تعاریف مربوط به سایر عقود نیز قانونگذار به ایجاب ۀنها اکتفا می کند بعنوان مثال در تعریف عقد هبه (هبه عقدبی است که بموجب آن یک نفر مالی را مجانا به شخص دیگر تملیک می کند)در تعریف فوق هم به قبول متهب (هبه گیرنده)اشاره نکرده است.

2-قانونگذار در تعریف عقود به ماهیت آنها تصریح کرده است برای مثال درماده 466ق.م اجاره را دارای ماهیت عقدی میداند در حالی که در تعریف وصیت تملیکی ماهیت آن به صراحت تعیین نشده است.(دکتر مصطفی عدل کتاب حقوق مدنی)

 

نقد:لزومی ندارد تمام اوصاف معرف باشد علت آن هم ارتباط با مباحث ارث است و قانون گذار آنرا در دو باب وصایا وارث اختصاص داده است.(دکتر امامی کتاب قانون مدنی جلد 3)

728-3ق.م قبول موصی له شرط تحقق وصیت نیست بلکه شرط تحق تملیک است پس آنچه برای تحقق قبول نیاز است تملیک می باشد نه وصیت که با یک اراده محقق میشودماهیتی جز ایقاع نخواهد داشت.(وصیت-ارث-دکتر لنگرودی)

 

نقد:تملیک به موجب وصیت سبب انتقال مالکیت موصی له است که باید مورد قبول او قرار گیرد یعنی تا قبول صورت نگیرد تملیکی بوجود نمی آید.(وصیت در ح.م.ایران.دکتر کاتوزیان)

4-نقش قبول در وصیت تملیکی به مانند قبول در سایر عقود نیست و از وصیت تملیکی محسوب نمی شود در ماده 827ق.م قبول موصی له و فوت موصی هر دو شرط تحقق وصیت تملیکی است طبق این ماده وصیت محقق نمیشود مگر با قبول موصی له پس از فوت موصی اگر از نظر قانونگذار وصیت تملیکی ماهیت عقدی داشت بایستی قبول موصی له شرط وقوع آن بیشتر .چنان که در ماده 1012ق.م آمده است (نکاح واقع می شود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحا دلالت بر قصد ازدواج نماید)چون قبول موصی له در وقوع وصیت تملیکی نقشی ندارد پس ماهیت آن ایقاع است.(ح.م دکتر لنگرودی)

 

نقد:نمیتوان از استعمال الفاظ به ماهیت اعمال حقوقی پی برد برای مثال با اینکه ماده656ق.م برای وکالت ماهیت عقدی قائل شده ولی در ماده 657تحقق وکالت را منوط به قبول وکیل می داند.(ایقاع.دکتر کاتوزیان)(کتاب ایقاع)

5-موصی به هنگام وصیت کردن قطع نظر از اراده موصی له قصد دارد به تنهایی موصی به را معلق بر فوت خود به او تملیک نماید لذا به قبول موصی له نمی اندیشد.(ح.موصیت دکتر لنگرودی)

 

نقد:با پذیرش ماهیت ایقاع وصیت موصی مجوز دخالت در حقوق دیگران را می یابد قانونگذار به موصی چنین اجازه ای نداره و قبول موصی له برای جلوگیری از دخالت قهری در حقوقش لازم می داند یعنی همان قاعده (منع تملیک قهری )(کتاب ایقاع دکتر کاتوزیان).

6-طبق ماده 1065ق.م رعایت توالی عرفی بین ایجاب و قبول شرط عقد است در حالی که در وصیت تملیکی چنین شرطی ضرورت ندارد احتمال موصی پس از سپری شدن مدتها از هنگام موصی له قرار می گیرد.(ح.موصیت:دکتر لنگرودی)

 

نقد:برخی فقها فوریت در قبول را مختص (عقود منجز) دانسته و در عقودی مانند وصیت به دلیل تعلیق بودن آن فوریت قبول را شرط نمی دانند.برای تشکیل عقد قبول باید هنگامی انشاءشود که ایجاب موجود است.(کتاب قواعد عمومی قرار داده-دکتر کاتوزیان)

7-در وصیت تملیکی قبول موصی له همان نقش اجازه در بیع فضولی را دارد همچنان که در بیع فضولی عقد میان فضول و اصیل واقع شده و اجازه مالک موجب نفوذ آن میشود در وصیت تملیکی نیز وصیت به ارداه موصی له واقع میشود و قبول موصی له موجب نفوذ آن شده و قبول ما واقع است.(حقوق مدنی-محمد بروجردی )

 

نقد:نمیتوان لفظ قبول را به معنای اجازه دانست قبول مفهمومی غیر از اجازه دارد و قیاس بین اجازه در بیع فضول با قبول موصی له مع الفارغ است.(کتاب بررسی فتهی وصیت-سید مصطفی محقق داماد)

8-مطابق ماده (833ق.م)(ورثه موصی نمیتواند در موصی به تصرف کند مادام که موصی له رد یا قبول خود را به آنها اعلام نکرده است )منع قانون ورثه از تصرف در موصی به دلالت بر مالک نبودن ایشان وجود حق مالکیت موصی له دارد.(ح.ممصطفی عدل)

 

نقد:دیون و واجبات مالی متوفی مقدم بر وصایای میت است اگر موصی له چنانچه ادعا شده مالک موصی باشد امکان مطالبات از محل موصی به امکانپذیر نمی باشد و پس از فوت ترکه متوفی به شخصیت مزبور تعلق داشته و با انجام مراحل تصفیه مالکیت ورثه به ماترکه مستمر می شود.(وصیت در ح ایران-دکتر کاتوزیان)

9-در صورتی که موصی له پیش از قبول یا رد وصیتی که به نفع او شده است بمیرد حق قبول وصیت به ورثه او می رسد و ایشان می توانند وصیت را قبول یا رد کنند در صورتی که در عقود (ارث قبول)پذیرفته نیست.(دکتر لنگرودی)(کتاب ح.م-وصیت)

 

نقد: (ارث قبول)در فقه مورد اختلاف است (شرح لمعه-شهید ثانی) به ارث رسید از قبول در صورت فوت موصی له به صراحت در قانون پیش بینی نشده و حق مالی نیست تا به ورثه منتقل شود. (ح.م-دکتر امامی)

10-اثر قبول نسبت به آینده است و نسبت به گذشته اثری ندارد مثلا بیع انتقال مالکیت در گذشته نمیشود و از زمان خرید به بعد مشتری مالک مبیع است در حالی که در وصیت تملیکی اگر قبول موصی له پس از مدتی از فوت موصی انشاء شود اثر قهقهرایی داشته و موجب انتقال موصی به و منافع آن از حین فوت موصی به موصی له دارد(ح.م-دکتر لنگرودی)

نقد:به هنگام انشاء وصیت قصد موصی انتقال موصی به از حین فوت است که مورد قبول موصی له قرار میگیرد پس اثر قهقهرایی قبول در وصیت ناشی از اراده دو طرف می باشد. (کتاب ایقاع-دکتر کاتوزیان)

11- در اصول حاکم بر عقود و معاملات اگر ایجاب پیش از آنکه مورد قبول قرار گیرد رد شود دیگر امکان قبول آن وجود ندارد چون با رد ایجاب موضوعی برای قبول باقی نمی ماند اما در ماده 830ق.م چنین امکانی وجود دارد.(ح.م-وصیت-دکتر لنگرودی)

 

نقد:در صورتی که ایجاب مستمر باشد هر لحظه پس رد تجدید شده و امکان پیوستن قبول به آن ممکن است موصی تا هنگامی که زنده است و از وصیت خود رجوع نکرده باشد یعنی بر اراده خود نسبت به تملیک موصی بعد از فوتش به موصی له باقی است و از همین رو موصی له پس از رد وصیت میتواند دوباره آنرا قبول کند.(ماهیت حقوق وصیت –عمید زنجانی)

12-تاسیس حقوقی واحد نمیتواند دو ماهیت گوناگون داشته باشد از آنجا که در وصیت عهدی طبق ماده 834ق.مقبول شرط نیست پس دارای ماهیت ایقاعی است بنابراین وصیت تملیکی هم باید از ایقاعات باشد.(کتاب وصیت-ارث-دکتر لنگرودی)

 

نقد:علت زیر یک عنوان آوردن وصایا میتواند (وجه اشتراک آنها در تعلیق بر فوت موصی )باشد (ح.م-دکتر امامی)

ایقاع بدون وصیت عهدی از مسلمات نیست و بعضی برای وصیت عهدی هم ماهیتی عقدی قائلند.(ح.م-مصطفی عدل)

13-برابر ماده 190ق.م معلوم بدون مورد معامله از جمله شرایط اسامی عقود است در حالی که در وصیت تملیکی معلوم بودن موصی به به هنگام وصیت ضرورت ندارد.(کتاب بررسی فقهی-حقوق وصیت-محقق داماد)

 

نقد:وقوع وصیت در وضعیت غیر عادی موجب شده تا قانونگذار شرایط تحقق آنرا آسان کند یا به تعبیری قواعد عمومی را زیر پا بگذارد.(کتاب ماهیت حقوقی وصیت-عمید زنجانی)

دکتر امامی ضمن تایید نقد فوق اضافه می کند (این امر در مقایسه وصیت با وقف کاملا مشهود است)(ح.م-جلد 3-دکتر امامی)

14-معین بودن دو طرف عقد از شرایط صحت آنست در حالی که تعیین موصی له در وصیت تملیکی ضرورت ندارد و اگر کسی به سود یکی از چند نفر به نحو نا معین وصیت کند صحیح است.(وصیت ارث-دکتر لنگرودی)

 

نقد:عدول از این قاعده بخاطر شرایط استثنائی آن است.(ماهیت حقوق وصیت- عمید زنجانی)

15-اگر موصی له پیش از قبول یا رد وصیت موصی به را در اختیار گرفته و به آن خسارت زده یا تلف نماید الزامی به جبران زیان ندارد این نتیجه با عقد دانستن وصیت تملیکی موجه نیست زیرا تا وقتی موصی له وصیت را قبول نکرده باشد مالک آن نبوده و لذا جبران خسارت ورثه به عهده اوست.(وصیت- ارث-دکتر لنگرودی)

 

نقد:اگر موصی له قبل از اظهار نظر در خصوص پذیرش یا رد ورثه به موصی به آسیب وارد کند به شرط رد ملزم به جبران خسارت است و در قبول وی بری الذمه است.

 

نتیجه:

قضاوت در مورد ماهیت وصیت تملیکی بسیار دشوار می باشد دلایل و استثنائات ایقاع بودن به قدری است که یکجانبه بدون آنرا تقویت می کند از سوی دیگر نیازمندی وصیت تملیکی به قبول موصی له نشان از عقد بودن آن دارد زیرا میدانستیم و از بدیهیات است که توافق دو اراده همواره عقد است.

[ چهارشنبه 27 دی1391 ] [ 2:36 بعد از ظهر ] [ rahim salemi ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
آرشيو مطالب